تبليغاتX

Google: Yahoo: MSN:
غریبه

A woman had 3 girls.

خانمی سه دختر داشت.

One day she decides to test her sons-in-law.

یک روز او تصمیم گرفت دامادهایش را تست کند. 

She invites the first one for a stroll by the lake shore ,purposely falls in and pretents to be drowing.

او داماد اولش را به کنار دریاچه دعوت کرد و عمدا تو آب افتاد و وانمود به غرق شدن کرد.

Without any hestination,the son-in-law jumps in and saves her.

بدون هیچ تاخیری داماد تو آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

The next morning,he finds a brand new car in his driveway with this message on the windshield.

صبح روز بعد او یک ماشین نو "براند "را در پارکینگش پیدا کرد با این پیام در شیشهءجلویی.

Thank you !your mother-in-law who loves you!

متشکرم !از طرف مادر زنت کسی که تورا دوست دارد!

A few days later,the lady does the same thing with the second son-in-law.

 بعد از چند روز خانم همین کار را با  داماد دومش کرد.

He jumps in the water and saves her also.

او هم به آب پرید و مادرزنش را نجات داد.

She offers him a new car with the same message on the windshield.

او یک ماشین  نو" براند "با این پیام بهش تقدیم کرد.

Thank you! your mother-in-law who loves you!

متشکرم!مادرزنت کسی که تو را دوست دارد!

Afew days later ,she does the same thing again with the third son-in-law.

بعد از چند روز او همین کار را با داماد سومش کرد.

While she is drowning,the son-in-law looks at her without moving an inch and thinks:

زمانیکه او غرق می شد دامادش او را نگاه می کرد بدون   اینکه حتی یک اینچ تکان بخورد و به این فکر می کرد که:

Finally,it,s about time  that this old witch dies!

بالاخره وقتش ر سیده که این پیرزن عجوزه بمیرد!

The next morning ,he receives a brand new car with this message .

صبح روز بعد او یک ماشین نو" براند" با این پیام دریافت کرد.

Thank you! Your father-in-law.

متشکرم! پدر زنت!!

+ نوشته شده در سی ام خرداد 1388ساعت 11 PM توسط غریبه |

بهمنی ها ی عزیز تولدتون مبارک

کسانی که قصد ازدواج با دختر یا پسر متولد بهمن را دارند بخونند

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در بیست و دوم بهمن 1387ساعت 10 PM توسط غریبه |

این عکس زیبا را فضاپیمای «کاسینی»، از سیاره کیوان (زحل) و از شفق قطبی‌اش گرفته است. این عکس در واقع حاصل ترکیب دو عکس است.


عکس اول را کاسینی در ۱۰ نوامبر سال ۲۰۰۶، در شرایطی که بیش از یک میلیون کیلومتر از سطح سیاره فاصله داشت، با استفاده از دوربین‌های ویژه فروسرخش گرفت، قسمت‌های آبی این عکس که نشاندهنده پدیده شفق قطبی هستند، با استفاده از همین دوربین گرفته شده‌اند.


عکس دوم (قسمت‌های سرخ‌رنگ) عکس ترکیبی زیر را کاسینی در ۱۵ ژوئن ۲۰۰۸، زمانی که بیش از ششصد هزار کیلومتر از کیوان فاصله داشت، گرفت. قسمت‌های سرخ‌رنگ عکس، ابرها و بخارات جو کیوان هستند.

 

 

 

شفق‌های قطبی، در نتیجه برخورد ذرات بارداری با میدان مغناطیسی سیارات، پدید می‌آیند.


مأموریت کاسینی- هویگنر، پروژه مشترک ناسا، آژانس فضایی اروپا و آژانس فضایی ایتالیا است. شاخه‌‌ای از انستیتوی فناوری کالیفرنیا در پاسادنا به نام آزمایشگاه پیشرانش جت JPL ‌این مأموریت را مدیریت می‌کند. مدارگرد کاسینی در همین JPL، طراحی و ساخته شده است.


+ نوشته شده در نوزدهم بهمن 1387ساعت 7 PM توسط غریبه |

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن


بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن


موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن


من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن


بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن


امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

+ نوشته شده در ششم بهمن 1387ساعت 9 PM توسط غریبه |

چند تعریف کلی که در بیشتر فروشگاهها استفاده می شود برای کسانی که با کامپیوتر زیاد آشنا نیستند.

1- سرعت سی پی یو: معمولا با گیگاهرتز گفته می شود یعنی هزار مگاهرتز. اکثر سی پی یوهای بازار سرعتهای بین 1.8 تا 2.5 گیگاهرتز دارند .

2- کش (cache) سی پی یو: حافظه ای است که در کنار cpu تعبیه شده و دم دستی ترین حافظه ایست که سی پی یو در اختیار دارد. هر چه مقدار این حافظه بیشتر باشد سرعت سی پی یو برای پردازش سنگین بیشتر می شود از طرف دیگر این حافظه به علت فضای زیادی که روی cpuاشغال می کند بسیار گران است و هرچه بیشتر باشد cpu و بالطبع لپ تاپ گرانتر می شود. مقدار متداول بازار 2 تا 3 مگابایت است.

3- رم Ram: حافظه ی دیگریست که سی پی یو برای پردازش در اختیار دارد. هر چه حجم آن بالاتر باشد سرعت کلی کامپیوتر بیشتر است. مقدار متداول 2 گیگابایت است که حداقل مقداریست که برای اجرای بدون مشکل ویندوز ویستا لازم است

4- تعداد سل( cell) های باتری: تعداد واحد های ذخیره کننده ی انرژی در باتری است. اکثر باتری های موجود 6 سل دارند اما باتری های 9 سل هم هست که معمولا حجم،وزن و قیمت بالاتری دارند اما زمان بیشتری انرژی ذخیره می کنند.

اینها تعریف های کلی بود، اما برای خرید لپ تاپ باید 3 نکته ی مهم را در نظر گرفت:

1- انتظارتان از آن چیست؟ پیش از خرید لپ تاپ بدانید که می خواهید چه کاری برایتان بکند. اکثر لپ تاپ های با قیمت متوسط برای پردازش های متداول برنامه نویسی و فتوشاپ مناسب هستند اما اگر پردازش های سنگین دارید باید هزینه ی بیشتری بپردازید. اصولا لپ تاپ وسیله ی مناسبی برای پردازش سنگین نیست( به علت گرمای زیادی که این کار ایجاد می کند ) پس اگر می خواهید از لپ تاپ برای capture کردن فیلم یا render های سنگین استفاده کنید پول خود را برای لپ تاپ خرج نکنید و یک PC بخرید. از سوی دیگر اگر می خواهید فقط وبگردی یا کارهای متنی انجام دهید پول زیادی خرج آخرین مدل CPU  و مقدار رم و هارد نکنید، مدلهای ارزان قیمتی هستند که به خوبی از عهده ی این کارها برآیند.

2- آیا وزن آن برایتان مهم است؟ اگر کاری دارید که باید هر روز لپ تاپ را بدوش بکشید مسلما هر چقدر لپ تاپ سبک تری بخرید سود کرده اید. اما اگر بندرت آنرا جابجا می کنید زیاد درگیر این موضوع نشوید. فوقش وزن زیاد را با کوله پشتی مخصوص حمل لپ تاپ می توان تحمل پذیرتر کرد. معمولا هر چه لپ تاپ سبکتر باشد قیمتش هم گرانتر می شود. حتی اگر امکانات پایین تری نسبت به مدل های سنگین تر داشته باشد.

3- آیا شرکت سازنده برایتان مهم است؟ برند هایی هستند (Acer, Dell) که امکانات خوبی دارند اما قیمت هایشان بسیار پایین تر از لپ تاپ سونی یا توشیبا با همان امکانات است. فعلا اکثر بازار ایران در دست شرکت dell است که با قیمت مناسب امکانات خوبی دارند اما سری جدید سونی FW هم توانسته با توجه به امکانات و قیمتش فروش بسیار خوبی داشته باشد . لپ تاپ های دل بسیار سفارشی تولید می شوند، به همین خاطر ممکن است تفاوت قیمت آن در یک مدل بسیار زیاد باشد. اما سونی یا توشیبا امکانات ثابتی در هر مدل دارند و من شخصا این حالت را ترجیح می دهم.

مواردی که هنگام خرید باید به آنها توجه کنید.

1- مهمترین قطعه CPU است، حتی الامکان سعی کنید از مدل های جدید شرکت اینتل باشد زیرا AMD ها معمولا چند درصدی مصرف بالاتر دارند که برای لپ تاپ مناسب نیست. مدل های جدید اینتل Centrino 2 و Penryn هستند که مصرف بسیار کمی در عین سرعت بالا دارند. CPU های Centrino 2 آخرین مدل ساخته شده توسط شرکت اینتل هستند که حداکثر 25 وات مصرف دارند (تقریبا ¼ مصرف Pentium 4). به حرف فروشنده که مقدار cache یا فرکانس کارCPU را می گوید توجه نکنید بلکه شماره ی مدل CPU ( معمولا با حرف P یا Tشروع می شود مثل T7500 ) یا مدل ساخت (همان سنترینو 2، پنرین) را بپرسید و در اینترنت آنرا سرچ کنید تا از مدلش مطمئن شوید.

2- سعی کنید مقدار حافظه ی کش cache کمتر از 2 مگابایت نباشد. زیرا مصرف باتری را بالا می برد.

3- سعی کنید رم حداقل 2 گیگابایت باشد تا برای اجرای ویندوز ویستا مشکلی نداشته باشد.

4- زیاد نگران مقدار فضای هارد دیسک نباشید چون با قیمت تقریبا کمی می توان آنرا ارتقا داد.

5- از امکانات جانبی نظیر مودم، بلوتوث، وایرلس، تعداد پورت های USB و یا fingerprint reader و خروجی HDMI مطمئن شوید. بعضی از مدل های سبک وزن dell مودم اینترنال ندارند و معمولا وقتی متوجه این موضوع می شوید که کار از کار گذشته و باید وزن اضافی یک مودم را تحمل کنید ( بر خلاف ایده ی اولیه تان)

6- سرعت باس اطلاعات مهم است. این سرعت، سرعت ارتباط CPU با RAM است. CPU های centrino 2 همه باس 1066 مگاهرتزی دارند و هرچه سرعت باس RAM به این سرعت نزدیکتر باشد بهتر است. این اطلاعات را فقط می توان از سایت شرکت های معتبر یا سایت شرکت تولید کننده دریافت کرد. برای اینکه بدانید چرا این سرعت مهم است فرض کنید یک باس رم 533 داشته باشیم که به یک CPU سنترینو2 متصل است. این کار مثل این است که یک اتوبان 100 متری داشته باشیم اما ماشین ها را مجبور کنیم فقط در 50 متر از عرض اتوبان گذر کنند. اگر سرعت باس رم و سی پی یو با هم متناسب نباشد سرعت اصلی CPU را درک نمی کنید و در این حالت پول اضافه ای که برای CPU مدرن تر داده اید تقریبا نمایشی در سرعت کلی پردازش لپ تاپ نخواهد داشت .

7- لپ تاپ با ویندوز اصل و حتی الامکان ویندوز ویستا بخرید مگر اینکه نرم افزار خاصی داشته باشید که مطمئن باشید فقط روی XP کار می کند، در آن صورت هم مدل هایی هست که ویندوز XP اصل داشته باشد. به این حرف که ویستا بدرد نمی خورد توجه نکنید و سعی کنید خود را با آن تطبیق دهید زیرا بهترین کنترل را بر روی عملکرد لپ تاپ به شما می دهد. ویندوز XP نمی تواند CPU های دو هسته ای (Core 2 ) و مصرف باتری را بخوبی مدیریت کند و مشکل ساز می شود

موارد گفته شده در بالا برای یک لپ تاپ همه کاره است. اما اگر کار تخصصی ای می کنید مدل های CPU و رم دیگری هم می توان گرفت. مثلا برای یک کار پردازش متوسط (فتوشاپ، برنامه نویسی ) سرعت 2 تا 2.26 GHZ کافی است برای کارهای با پردازش بالاتر سرعت های بالاتر تا 2.5 و برای کارهای اینترنتی و آفیس سرعت ها و مدل های پایین تر (حتی 1.4GHZ Core2 Dou ) هم کفایت می کند.

صحبت در این باره زیاد است اما برای این نوشته تا همین جا کافیست. برای اطلاعات بیشتر درباره ی هر لپ تاپ و خواندن نظرات دیگران درباره ی آن می توانید به سایت های cnet یا notebook review  یا سایت شرکت های سازنده مراجعه کنید.

+ نوشته شده در پنجم بهمن 1387ساعت 2 PM توسط غریبه |

سلام سلام

از این همه لطفتون ممنونم

اما مشکلم خیلیم حاد نیست

فقط اینقدر این مدت درس خوندم که قاطی کردم

اگه قبول نشم خیلی حالم گرفته میشه ........

قراره بعد خیلی این وبلاگ رو تغییرش بدم

تا ۴ بهمن خیلی نمونده

دعام کنید....

۴ ام بعد از کنکور حتما میام میگم چه کار کردم....

بازم از لطفتون بی نهایت ممنونم...

راستی پرسپلیس و دارید؟؟؟؟؟؟

کریستینم که واقعا گل کاشت...

فعلا

 

+ نوشته شده در ششم دی 1387ساعت 6 PM توسط غریبه |

تو ساحل سرخ دلت اسم كسي رو حك نكن به اين كه من دوست دارم حتي يه ذره شك نكن

 

اگر ديدي دلي تنها نشسته ميان رنج و غم ها تك نشسته نگو آن دل چرا تنها نشسته بدان كه دوريت او را شكسته

 

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم


اي كه بي تو من و باد خسه از تكرار هم نم نمك گريان به حال زار هم غم غمك ويران ز بيداد درد هم من به تو دل بسته ام اي خاتون همه روياهاي من


موفقیت این نیست که هزار دوست در یکسال داشته باشی، موفقیت وقتی است که دوستی را برای هزار سال داشته باشی


براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است

باز باران,بي ترانه,گريه هاي بي بهانه,ميخورد بر سقف قلبم,باورت شايد نباشد, خسته است اين قلب تنگم

15تا دوستت د ارم 7دریا 7اسمون و 1 د نیا


با دستات يه پروانه ميگيري ، ميخواي ببيني زنده است يا نه انگشتاتو باز ميکني ، فرار ميکنه ، محکم ميگيريش ميميره. دوست داشتنم يه چيزيه مثل همين باشي


افسوس ...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم ، آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه ه ه ه ه مي کشيم


کسی که حرف میزند می کارد وآنکه گوش می دهد درو می کند .(مثل آرژانتینی )


گاهی وقتها از نردبان بالا می رویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا بایین ایستاده و نرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم


مي دوني چقدر دوستت دارم؟ به اندازه تارهاي موي سرت ضرب در تعداد نفس هات ضرب در تموم ستاره هاي آسمون ضرب در صفر ..


بنی ادم اعضای یکدیگرند سر لقمه نانی به هم می پرند


 

بد بختي ها را فراموش كنيد تا ا دم خوشبختي شويد و اگر خوشبختي ها را از ياد ببريدآدم بد بختي خواهيد بود


 

هيچ زمستاني ماندني نيست حتا اگر تمامي شبهايش يلدا باشد


این یک قانون است هر کس باید قبل از این که موفق شود شکست را تجربه کند


خطـوط در هـم پیراهنت را دوست دارم .. نـگاه بـا هـمـه بیگانه ات را دوست دارم .. غـرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم


یه روز یه کشیش به بچه ها میگه خداوند به گل جان داد وتبدیل به انسان شد. یکی از بچه ها گفت آقا اشتباه گفتی، پدر ما گفته ما از نسل میمون هستیم. کشیش گفت مسائل خانوادگی شما به خودتان مربوط می شود.


 

الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم


پاسخ اپراتور موبايل در بروجرد هنگامي كه مشترك در دسترس نيست : مشترك مورد نظر نيستا . نه كه نيستا . هستا . دم دست نيستا


يه روز يه لره تو هواپيما تفنگو ميذاره رو مخ خلبان و ميگه:از همينجا صاف ميري بندرعباس خلبانه ميگه:حالا چرا بندرعباس؟ لره:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقي ببردم دوبي !


باتوجه به مسدود شدن راههاي خروجي قزوين وگيرافتادن 7000مسافر،امروزدر قزوين عيداعلام شد.


اصفهانیه وصیت می کنه بعد از مرگش روی قبرش بنویسن من مُردم، ولی مغازه باز است


دوست داشتن بهترين شكل مالكيت است و مالكيت بدترين شكل دوست داشتن !...


 

 نور مهتاب براي عاشق شدن خيلي ايده ال است فقط ايرادش اين  است كه ممكن است فردا در زير نور افتاب از انتخاب مهتابي ات پشيمان شوي !...


 اميد" درماني است كه شفا نميدهد ولي كمك ميكند تا "درد" را تحمل كنيم!...

 


بزرگترين افسوس ادمي اين است كه حس ميكند مي خواهد اما نميتواند و به ياد مي اورد زماني را كه ميتوانست اما نخواست!...

 


عشق يعني چون خورشيد تابيدن بر شب هاي دوست  و چون برف ذوب شدن بر غم هاي دوست!...

 


روز اول شوخي شوخي جدي شد شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن تو بود!...

 


حسرتي گر به دلم هست همان دوري توست من پرستوي خزان ديده و خاموش تو ام!...

 


ادم عزيزانشو فراموش نميكنه بلكه به نديدنشون عادت ميكنه.....تقديم به كسي كه عادت به نديدنش مثل فراموش كردنش غيرممكنه!...

 


هيچگاه فاصله ها حريف خاطره ها نيستند....بيادتم!

 

 

+ نوشته شده در پنجم مهر 1387ساعت 8 PM توسط غریبه |

 

بهتره که یکمی از مطالب عشقولانه  بگذریم و یکمی هم مطالب علمی بنویسیم.فکر می کنم این مطالب برای زیاد شدن اطلاعات عمومی  و تحقیق هایی که معلما می دن خوب باشه  اگه خوشتون اومد در قسمت نظرخواهی بنویسید تا درمورد دیگر موضوعات جالب هم بنویسیم.این موضوعات عبارتند از:     

·        اولین فضانورد کی بود؟    

·        خالکوبی روی بدن از کی به وجود اومد؟

·        انواع ریش چگونه نام گذاری شد؟

·        برج لندن را کی ساخت؟

·        جزایر هاوایی چگونه به وجود اومد؟

·        آناناس اسم خود رااز کجاگرفت؟

·        فرضیه ی ماوراءالطبعیه یا حس ششم چیست؟

·        چقدر به خواب احتیاج داریم؟

اولین فضانورد کی بود؟

فکر مسافرت به ستارگان خیلی قدیمی است.ولی فقط در پنجاه سال گذشته بوده است که فضانوردی ومسافرت به فضا عملا امکان یافته است.اولین پیش قدم در این راه یک نفرروسی بود که(تسیولکو فسکی )نام داشتوبرای نخستین باراستفاده از موشک(راکت)رابرای مسافرت تحقیقات فضائی در سال1903 پیشنهاد کرد.زیرا کار کردن موشک ،تنها در اثر عکس العمل های موتورهاست وبستگی به آتمسفر محیط ندارد.اوهمچنین (محرک های)مایع را به جای محرک های سفت وجامد پیشنهاد کرد ،چون مواد محرک جامد خیلی ضعیف وبرای کنترل مشکل بودند.درسال 1926 ،اولین موشک ها با محرک های مایع بوسیله ی(گودارد)آمریکائی به فضا فرستاده شد.در کشور آلمان هم تحقیقات دامنه داری در زمینه ی مسافرت فضائی بعمل آمد که نتیجه ی آنها ، موشک نوع 2 v می محرک های مایع بود که در بمباران هوایی انگلیس طی جنگ دوم جهانی از آن استفاده .

بعد از جنگ،بسیاری از متخصصین ودانشمندان موشک سازان آلمانی ،توسط آمریکایی ها وروس ها با سارت گرفته شده وبرای کار در طرح های پیشرفته ی موشک سازی اجیر شدند که این تحقیقات ،هم جهت ساختن موشک برای ارتش وهم جهت برنامه های علمی بود.

اما قبل از اینکه آمریکا ،آمریکا آماده شود که اولین موشک را به فضا بفرستد،(اسپوتنیک1 )بوسیله ی اتحاد جماهیر شوروی ، به فضا فرستاده شدکه احتمالا دانشمندان ومتخصصین اسیر آلمانی در این موفقیت فضائی سهم بسزائی داشتند.

در سال 1961 ،شوروی با اقدام دیگری بار دیگر جهانیان را به حیرت درآورد. یعنی اولین انسان "یوری گاگارین"رابه فضا فرستاد که گردش کامل دور کره ی زمین را انجام داد.

 

                                                                

+ نوشته شده در دوازدهم شهریور 1387ساعت 3 PM توسط غریبه |

 

کوچه

The alley

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم،

Alone I walked through the alley again on a moonlit night,  

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم،

My body, a pair of eyes seeking your sight,

 

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

My soul, a cup brimming with your pleasure,

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

I was a gain the same old lover on fire.

 

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید.

In depth of my soul ,the rose of your memory shined.

باغ صد خاطره خندید،

The garden of a hundred fold memory gleamed,

عطر صد خاطره پیچید.

The perfume, of hundred fold memory floated in air

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

I recall ,walked through that alley a night

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم.

Arm in arm , we walked  in loneliness.

 

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم،

We sat for short time by the brook,

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت،

Within your black eyes the secret of world you took,

من همه محو تماشای نگاهت.

And I captured by the attention of your look.

 

 

آسمان صاف وشب آرام

Sky clear and night calm

بخت خندان و زمان رام.

Fortune smilling and time tame.

 

 

خوشه ماه فرو ریخته در آب،

Within water , crapes of moon were falling,

شاخه ها دست بر آورده به مهتاب.

Arms of branches to moon were calling.

 

 

 

شب وصحرا و گل و سنگ

Night , desert, flower and stone

همه دل داده به آوواز شباهنگ.

All loss to the song of the nightingale.

 

 

یادم آید تو به من گفتی از این عشق حذر کن!

I recall , you said “Avoid love”

لحظه ای چند بر این آب نظر کن.

Let your eyes upon the brook fall.

 

آب ، آئینه عشق گذران است،

Water is mirror of love , brief and short ,

تو که امروز نگاهت به نگاهی گذران است.

Today with another  amorous glance you disport.

 

 

باش فردا که دلت با دگران است!

Tomorrow your heart will be to other person!

تا فراموش کنی ،چندی از این شهر سفر کن!

Forget love , for sometime traveled from this town!

 

با تو گفتم:حذر از عشق!؟ندانم

I told ”Avoid love?” I don’t know

سفر از پیش تو؟هرگز نتوانم ، نتوانم.

Go away from you ? I can not, I can not

 

 

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

The first day , when my heart desired for your love

 چون کبوتر لب بام تو نشستم

I sat on your rooftop like a dove

 

تو به من سنگ زدی !من نه رمیدم ،نه گسستم.

Thou throwed stones at me! I didn’t go aeay.

 

باز گفتم که:" تو صیادی و من آهوی دشتم!

I said again:”you’r a hunter and I’m agazelle in plain!

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم!

I quested every where for fall in your trap!

حذر از عشق ، ندانم، نتوانم."

Avoid love? I don’t know , I can not.

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

A teardrop fell off the branch ,

مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت!

Nightingale sangs with a bitter soungh!

 

 

اشک در چشم تو لرزید

Tear trembled within your eye 

ماه بر عشق تو خندید!

The moon smiled at you’r love!

 

 

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم.

I recall , from you I heared no words.

پای در دامن اندوه کشیدم.

And I donned the robe of grief.

 

نگسستم ، نرمیدم ...

I didn’t go away, I did n’t fly away

رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم !

Many nights have ever since spent in darkness of woe

نه گرفتی دگر از عاشقی آزرده خبر هم!

You never searched any news of you’r offended lover!

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...!

You will never again set foot in that alley through!

 

 

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...

Alone,I walked thourgh that alley once again but full of

Sorrow.

Fereydoon moshirie

فرید ون مشیری

 

 

 

+ نوشته شده در بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12 PM توسط غریبه |

ورود ممنوع!!!!!! 

از این ساعت ورود افراد غیر مجاز ممنوع اعلام می شود

افرادی که می توانند از این وبلاگ دیدن نماید باید شرایط ذیل را دارا باشند

۱.حتما حتما شام قیمه خورده باشند

۲.آقایان دارای کارت پایان خدمت (هر چند اصلا حضور آنها چندان مهم به شمار نمیرود)

۳.دانش آموزانی که حتما دارای چند درس مردودی هستند(۳-۴)

۴.اگر دارای فرزند هستید حتما روزی چندین بار او را تا حد مرگ کتک بزنید(روش صحیح تربیتی ،شاغل در کانون اصلاح وتربیت)

۵.دختر خانم هایی که ضد پسرید قدمتون رو چشم بفرمایید تو

۶.آقا پسر هایی که بدون اجازه... آب نمی خورید شما هم قدمتون رو چشم

۷.پیرزن و پیرمردهایی که اهل دوپس دوپس و پارتی هستند

۸.خلاصه اینکه یک گروه پارتیش کلفته کسایی که عاشق هستند تشریف بیارند

افراد واجد شرایط منتظر شما هستم

راستی کامنت یادتون نره......

 

+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد 1387ساعت 1 AM توسط غریبه |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سلام دوستای عزیز دیدید آدم یه بار که بره وبلاگ زنی و چیز میز کش بره عادت می کنه...

می دونم آخرشم میرم زندان

+ نوشته شده در پانزدهم مرداد 1387ساعت 7 PM توسط غریبه |

نمیدونم پست قبلی چرا دو تا شد

اشکالی نداره

قابل شمارو نداره حال می کنم بزارم بمونه

شما به بزرگی خودتون ببخشید

راستی بگید حتما در چه موردی کارت پستال می خواید تا براتون از وبلاگ بقلی بدزدم

+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1387ساعت 4 PM توسط غریبه |

سلام به برو  بچ محله ی مهربونی

میگم بین خودمون بمونه وبلاگ دزدی هم صفایی داره

یه سری کارت پستال دیدم خوشم اومد دزدیمش

تا شما هم ببینید خوشتون بیاد بدزدینش

اینسری عشقولانه است

موضوعات دیگه می خواید بگید تا براتون بدزدم

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1387ساعت 4 PM توسط غریبه |

سلام به برو  بچ محله ی مهربونی

میگم بین خودمون بمونه وبلاگ دزدی هم صفایی داره

یه سری کارت پستال دیدم خوشم اومد دزدیمش

تا شما هم ببینید خوشتون بیاد بدزدینش

 

 

+ نوشته شده در بیست و چهارم تیر 1387ساعت 4 PM توسط غریبه |

پس از غروب....

یک روز

چیزی پس از غروب تواند بود

وقتی نسیم زرد

خورشید سرد را

چون برگ خشکی از لب دیوار رانده است

وقتی

چشمان بیگناه من،از رنگ ابر ها

فرمان کوچ را

تا انزوای مرگ

نادیده خوانده است

وقتی که قلب من

خرد وخراب و خسته

از کار مانده است

چیزی پس از غروب تواند بود

چیزی پس از غروب،کجا میروم؟

مپرس!

هرگز نخواستم که بدانم

هرگز نخواستم که بدانم چه می شوم

یک ذره،

یک غبار،

خاکستری رها شده در پهنای جهان،

در سینه ی زمین،

یا اوج کهکشان،

یا هیچ!

 

 

+ نوشته شده در بیست و سوم تیر 1387ساعت 2 PM توسط غریبه |

فالنامه
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد












2khali